تبليغاتX
خودت نابود شو وبلاگ من دیگه کاریت ندارم
می روم از خویش و می مانم ز خویش آنچه برجا مانده ویران می شود
 
مطمئنن بازم میای و این مطلب رو می بینی . خیلی مسخرس که آدم بعد خداحافظی کردن ۴۰۰ بار دیگه هم خداحافظی کنه . قشنگیش می ریزه .

من دیگه اینجا مطلب نمی نویسم . چون خاطرات جالبی رو برام تداعی نمی کنه دورغ نگم دیشب یه وبلاگ درست کردم بدون هیچگونه مخلفاتی اعم از قالب و کدهای جاوا . ساده ساده .فقط حرفای خودم بدون هیچگونه امیدی به کامنت گذاشتن دیگران .به صورت ناشناس . حالا باز بگو از تنهایی شکایت نکن و افسرده نباش .تو مگه به حرف من گوش دادی که من به حرفت گوش بدم . نه ...

 این پست آخرت رو که خوندم عذاب وجدان تموم وجودم رو گرفت . خیلی دلم می خواست کمکت کنم . اما واقعا راهی نمونده . چون تو خودت نخواستی عوض شی .  

تو تربیتت اشکالی نداره . شاید من می خواستم طرز فکرم رو بهت تلقین کنم . فکر کردم شبیه همیم ولی نبودیم . متاسفانه .

وقتی وبلاگم رو دوباره علم کردی خیلی خوشحال شدم . اما این کارت یعنی بستن دوبارش خیلی ناراحت کننده بود . من بدم نمی یومد به عنوان یه تماشاچی از دورم که شده ببینم حال و احوالت چه جوریه . اینجوری همین طناب نازک رو هم پاره کردی .

راستش هفته پیش که گفتم شکایتت رو پیش حضرت فاطمه میکنم . هر موقع خواستم شکایت کنم . زبونم نچرخید و به جاش دعات کردم . 

نمی تونم قول بدم که از تنهایی شکایت نکنم . تنهایی بخشی از وجودمه . میدونی . من به خاطر طرز تفکرمه که تنهام . نمی تونم و شاید نمی خوام که آدم بشم .

این چند روز بیشتر یاد اون بالایی بودم .

ما هم خدایی داریم .

دیگه واقعا واقعا واقعا برای آخرین بار : خداحافظ و خوشحالم که واقعی نبودی .


راستی اگه یه روزی یه روزی ! واقعا خواستی عوض شی واقعا خواستی ! روی کمک من حساب کن . باز بعد خدافظی حرف زدم .

|+| نوشته شده توسط نجما در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 | موضوع: |
 دست از طلب ندارم تا كام من برآيد...
از ما بگو نگار فسونكار شهر را
ما يوسفيم و، ناز زليخا نمي كشيم
دامن كشيده ايم ز دست بتان ولي
دست طلب ز دامن مولا نمي كشيم
پروانه ايم و، طالب دلدار يكدليم
ما ناز شمع انجمن آرا نمي كشيم

هم صحبت اهل درد مي بايد بود
گرم از دَم آه سرد مي بايد بود
جز درد و بلا نشانه ي مردان نيست
اي درد بيا كه مرد مي بايد بود

قومي طلب وصل وي، از مي كردند
جمعي ز خرد جستجوي وي كردند
وآنان كه ز صحراي جنون مي رفتند
با يك قدم اين مرحله را طي كردند

 

|+| نوشته شده توسط نجما در شنبه بیستم بهمن 1386 | موضوع: |
 لا ینفعکم الفرار
بعد از يه سري تغييرات جزئي سلام

خيلي دوست دارم نظرتون رو راجع به اين جمله بدونم:

لا ينفعكم الفرار

لطفا روي نظري كه مي خواهيد بدهيد خوب فكر كنيد.

ممنون.

 

|+| نوشته شده توسط نجما در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 | موضوع: |
 
 
بالا

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس